الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
109
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
« مردم شهر از ورود ميهمانان تازه وارد لوط آگاه شدند و به سوى خانه او حركت كردند ، و در راه به يكديگر بشارت مىدادند » ( * ( وَجاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ) * ) . آنها در آن وادى گمراهى و ننگين خود فكر مىكردند طعمه لذيذى به چنگ آوردهاند ، جوانانى زيبا و خوشرو ، آن هم در خانه لوط ! تعبير به « * ( أَهْلُ الْمَدِينَةِ ) * » نشان مىدهد كه حد اقل گروه زيادى از مردم شهر به سوى خانه لوط حركت كردند و اين امر روشن مىسازد كه آنها تا چه حد وقيح و رسوا و جسور شده بودند ، مخصوصا كه جمله يستبشرون ( يكديگر را بشارت مىدادند ) حكايت از عمق آلودگى آنها مىكند ، چرا كه اين عمل ننگين را شايد كمتر كسى در ميان حيوانات و چارپايان نظيرش را ديده است ، اگر كسى هم انجام دهد ، لا اقل با كتمان و اختفاء و احساس شرمسارى است اما اين ملت زشتكار و فرومايه آشكارا به يكديگر تبريك مىگفتند ! ! « لوط » كه سر و صداى آنها را شنيد در وحشت عجيبى فرو رفت و نسبت به ميهمانان خود بيمناك شد ، زيرا هنوز نمىدانست كه اين ميهمانان ماموران عذابند و فرشتگان خداوند قادر قاهرند ، لذا در مقابل آنها ايستاد و « گفت : اينها ميهمانان منند ، آبروى مرا نريزيد » ( * ( قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ ) * ) . يعنى از مساله خدا و پيغمبر و جزا و كيفر ، اگر صرف نظر كنيم ، حد اقل اين مساله انسانى و سنتى كه ميان همه افراد بشر اعم از مؤمن و كافر وجود دارد مىگويد كه به ميهمان احترام بايد گذارد شما چگونه بشرى هستيد كه حتى ساده ترين مسائل انسانى را نمىفهميد ، اگر دين نداريد لا اقل آزاده باشيد !